~~▓▓▒░این چند ابهری ABHAR░▒▓▓~~

ABHAR اخبار ابهر و خرم دره-اخبار منطقه-هنری-علمی-پزشکی و دامپزشکی-ورزشی- سیاسیABHAR

والسلام

امروز جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳ آخرین پست من تو وبلاگ رو میبینید!!!همزمان با فوت مرتضی پاشایی این وبلاگ هم تعطیل میشه!هر اومدنی رفتنی داره!امیدوارم مثل اون خاطرات خوبی براتون گذاشته باشیم

+ نوشته شده در  جمعه 23 آبان1393ساعت 11:11 PM  توسط مهدی  | 

درخواست عاجزانه

از برادران راهنمایی و رانندگی

عاجزانه تقاضا دارم

جوووون مادرتون این عکس هایی که کمربند نبستم رو تکی بفرستین دم خونه

نه با عکس بغل دستی!!

زنم داره طلاق میگیره!!

مییییفهمیییین طلاااااق !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آبان1393ساعت 9:52 PM  توسط مهدی  | 

دروغ

یارو داره باهام صحبت میکنه میگه: اسمم میناست.

اسم پروفایلش نازنینه! آی دیش آیداست، ایمیلش هم المیرا68 !!!

سازمان سیا تو شناسایی این مشکل پیدا کرده!

اونوخ تو جزئیات زده: از دروغ بیزارم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آبان1393ساعت 9:50 PM  توسط مهدی  | 

دعا

در این ایام که از رحمت و برکت انباشته است

در این روزها که فرشته ها راحت میان ما قدم می زنند

و در این شب ها که از انوار خدا سپیدی گرفته اند

ما را از نسیم دعا فراموش نکنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آبان1393ساعت 9:38 PM  توسط مهدی  | 


طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» گاهشماری

واقعه کربلا به حساب شمسی می‌شود۲۱ مهر سال

۵۹ شمسی .

تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آبان1393ساعت 9:36 PM  توسط مهدی  | 


با توجه به وضعیتکاریم....متاسفانه نمی تونم آپدیت کنم.مگر اینکهدو سه نفر اعلام آمادگی کنن

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آبان1393ساعت 9:35 PM  توسط مهدی  | 

والا...

میگن یه دختره رفته تو پیج داعش کامنت گذاشته:
.
.
.
.
.
این مَلدوم بی جُناه گناه دالن...نجُشیدشون...به ایلانِ ما کالی نداجته باجین...خووووووب...آفلین پسلای خوجل مجول. عجیجممم
.
.
.
گفته میشه ابوبکر بغدادی رییس گروه داعش پس از خواندن این کامنت 27ضربه چاقو به خود زده است :|

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آبان1393ساعت 11:1 PM  توسط مهدی  | 

ریحانه جباری قصاص شد

ریحانه جباری ملایری (زاده ۱۳۶۶ - درگذشت ۳ آبان ۱۳۹۳) دختر جوانی که در سن ۱۹ سالگی مرتکب قتل شد و در ۳ آبان ۱۳۹۳ بعد از ۷ سال زندانی، به‌جرم قتل اعدام شد. وی به اتهام قتل مرتضی عبدالعلی سربندی، ۴۷ ساله، بازداشت و محاکمه شد. جباری اتهام قتل را پذیرفت، اما مدعی شد مقتول قصد تجاوز داشته و او از خود دفاع کرده‌است.

جباری طراح دکوراسیون داخلی یک شرکت تبلیغاتی و دکوراسیون بود که ادعا می‌کند برای طراحی دکوراسیون مطب مقتول به آنجا رفته بوده است. مرتضی عبدالعلی سربندی، پزشک عمومی، کارمند سابق وزارت اطلاعات و در کار تجارت لوازم پزشکی بود. سربندی و جباری، در یک مکالمهٔ تلفنی در یک بستنی‌فروشی با هم آشنا شده بودند. در دیداری که پس از این مکالمه بین آن دو رخ می‌دهد، سربندی به قتل می‌رسد. بر اساس گزارش‌هایی که از سوی دادگاه رسیدگی به پرونده ارائه شده است، جباری سوار بر خودروی سربندی می‌شود و سربندی بین راه در یک داروخانه توقف می‌کند تا مقداری خرید کند که بعداً مشخص می‌شود آن اجناس، کاندوم بوده است. همچنین بر روی میز محل، دو لیوان آب میوه قرار داشته که یکی از آنها حاوی داروی خواب‌آور بوده است. وکیل ریحانهٔ جباری، عبدالصمد خرمشاهی، این موارد را دلایلی می‌داند که نشان می‌دهد مقتول قصد تجاوز به متهم را داشته است. جباری پس از رسیدن به محل، متوجه می‌شود که سربندی او را به آپارتمانی مسکونی اما خالی از سکنه برده است که بنا بر ادعای سربندی، قرار بوده تبدیل به مطب سربندی بشود و قصد داشته جباری را به عنوان طراح دکوراسیون آن ساختمان بکار بگیرد. دادگاه رسیدگی به پرونده گزارش می‌کند که بنا بر اظهارات متهم، سربندی پس از حمله به جباری به قصد تجاوز به او، از سوی جباری مورد اصابت چاقو در ناحیه کتف راست قرار می‌گیرد و جباری نیز بلافاصله از محل فرار می‌کند، اما بعد از آن آمبولانس خبر می‌کند. سربندی پس از خونریزی زیاد از دنیا می‌رود و دادگاه جباری را «به قتل عمد با قصد قبلی» متهم می‌کند و حکم اعدام را برای او صادر می‌کند. جباری قتل سربندی را «برای دفاع از خود» خوانده است. بنا به اظهارات وکیل ریحانه جباری در دادگاه و یادداشتی که او پس از صدور حکم نوشت، نه قتل عمدی بوده و نه ضربه وارده مرگبار.

برخی روند بررسی این پرونده را «ناعادلانه» می‌دانند. احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد با تردید در این پرونده اظهار داشته که برخی از شواهد نادیده گرفته شده و شیوهٔ بازپرسی از جباری پس از بازداشت را نادرست می‌داند.سازمان عفو بین‌الملل هم با اشاره به زندان انفرادی جباری به مدت دو ماه پس از بازداشت و همچنین دسترسی نداشتن او به وکیل مدافع یا خانواده در این مدت، خواستار رسیدگی مجدد به این پرونده و روشن شدن نکات مبهم آن است. ادعاهایی در مورد دست داشتن یک فرد سوم در ماجرای قتل وجود دارد.

بنابر گفتهٔ فرزند مقتول، خانوادهٔ مقتول قصد رضایت و بخشش جباری را ندارند. همچنین پسر مقتول ادعا کرده است که اتهام جباری به پدر او ثابت نشده و همچنین خانوادهٔ جباری نیز راه مناسبی برای گرفتن رضایت را در پیش نگرفته بودند. بنا به گزارش ایسنا، خانوادهٔ مقتول تنها راه رضایت را «بیان واقعیت‌های پرونده از سوی ریحانه [جباری]» اعلام کرده‌اند. آنها در این باره اظهار داشته‌اند که «ریحانه [جباری] در این پرونده واقعیت‌ها را نمی‌گوید و اگر واقعیت را بیان کند حاضر به گذشت هستیم». مادر ریحانه جباری نیز اظهار داشته که سخنانش در فضای مجازی بزرگ‌نمایی و «یک کلاغ، چهل کلاغ» شده‌اند[۵] مادر ریحانه جباری ادعا کرده است که می‌داند کسانی مرتباً با خواندهٔ مقتول در ارتباط هستند و آنها را تحت فشار گذاشته‌اند تا رضایت ندهند و اجازه دهند دخترش اعدام شود.

در روز دوشنبه، ۷ مهر ۱۳۹۳، جباری برای انتقال به زندان رجایی‌شهر فراخوانی شد. مادر ریحانه جباری در گفتگو با خبرگزاری دویچه وله اظهار داشته که جباری را با دستبند و پابند به این زندان منتقل کرده و به سلول انفرادی برده‌اند. سپس به او قلم و کاغذ می‌دهند تا «به هر کس که دوست دارد نامه بنویسد». جباری از ساعت ۴ بعدازظهر تا حوالی ۹ شب در انفرادی بوده است. سپس مجدداً جباری فراخوانده شده و به زندان قرچک ورامین برگردانده می‌شود و بر طبق ادعای خودش، در آنجا با استقبال زندانیان روبرو می‌شود. هیچیک از مسئولان دو زندان قرچک و رجایی شهر توضیحی درباره این نقل و انتقال نداده‌اند.

به‌رغم موارد متعدد در جهت حصول سازش و کسب رضایت اولیای دم و با وجود برگزاری جلسه‌ای با حضور اولیای دم و قاتل و خانوادهٔ وی، اولیای دم در نهایت خواستار اجرای حکم قصاص شدندحکم صادره سحرگاه روز شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳ به اجرا گذاشته شد.

 


برچسب‌ها: ریحانه جباری, سريندي, قصاص
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 11:22 AM  توسط مهدی  | 

منم چشام سگ داره... ولی سگش خسته است!! میفهمی؟! خسته!! حال نداره پاچتو بگیره...به همین برکت قسم =))
+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 10:21 AM  توسط مهدی  | 

ليــــــاقـــــــتـــــــــ

قشنگيه ☜ليــــــاقـــــــتـــــــــ☞ به ايــــنه کــــه ☜همــــــــــــه☞ نميــــــــتونن داشــــته باشــنــــــش!!!
+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 10:19 AM  توسط مهدی  | 

✘دِل مـــــــــــن!!! يـــــــــه خواهِــــــــــش❔❓ ديـــــگــه نَخواهِــــــــش

+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 10:18 AM  توسط مهدی  | 

در لرستان لرها در یک مراسم تعزیه خوانی: تاکتیک جنگی امام حسین را تغییر دادند و موفق به شکست یزید شدند و محرم را جشن گرفتند!!!
+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 10:18 AM  توسط مهدی  | 

ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ،
ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﯽ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﻘﯽ مثلا ﺷﻬﺮﺕ ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ ؟
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍصلا ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ؟
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟
ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻡ ﭘﯿﮏ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ !
ﺁﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﯼ !
ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽ ﺧﺮﺍﻣﺎﻥ ، ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ !
ﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ !
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ !
ﻟﻌﻨﺘﯽ ، ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ ؟
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟
ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ، ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢ ﺷﻮ !
ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ !(crazy).....
هیچی نگید اعصابش خورده......(crazy)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 8:4 PM  توسط مهدی  | 

نیسان

حیف نون امتحان رانندگی میداده از آیین نامه ازش می پرسن میگن:

یه نیسان ، یه آمبولانس ،یه دوچرخه

به ترتیب کدوم حق تقدم دارن؟

میگه:اول نیسان بعد آمبولانس بعد دوچرخه.

افسره میگه: دقت کن ، یه بار دیگه ازت سئوال میکنم.

میگه: ها فهمیدم آمبولانس بعد دوچرخه.

افسره میگه: پس نیسان چی؟

حیف نون میگه : نیسان که همون اول رفت!؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 8:5 PM  توسط مهدی  | 

كيف پولم شبيه پياز شده

 

 

 

 

هروقت بازش ميكنم اشكم در مياد(cry)

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 8:3 PM  توسط مهدی  | 

ﺑﺎ ﻫﺮ ﻧﻴﺘﻲ ﺩﺭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻫﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ! ﻟﻄﻔﺎ ﻇﺮﻭﻑ ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺭﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﻄﻞ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﺑﻨﺪﺍﺯﻳﺪ! ﺭﻓﺘﮕﺮ ﻣﺤﻠﻪ ﺟﺰﺀ ﻟﺸﻜﺮﻳﺎﻥ ﻳﺰﻳﺪ ﻧﺒﻮﺩ!...
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 10:36 AM  توسط مهدی  | 

هییی

 פֿـنـבیـבن، פֿـوب است . 

   

 قهقهه، عالے است . 

   

 گریستن، آבҐ را آراҐ مے ڪنـב. 

   

 امــــــــــــا… 

   

 لــــــعنت بر بغــــــــــــض

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 9:17 PM  توسط مهدی  | 

موز

قبلـنا دختـــــــرا

همـــه تـــــوو عکـــــس مــی گفتـــــــن: سیــــــــــب

الــــان هــرچــــی دقـــــت مــی کنــــم  انگـــــار میگـــــن: مـــــوز

تــــازه فـــــک کنـــــم اکثرا کمـــــرشــونــم درد میکنه
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 8:5 PM  توسط مهدی  | 

فوتوشاپه به نظرتون؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 9:15 PM  توسط مهدی  | 

,ايرانسل پيام داده باقيمانده ي حساب شما 85 ريال
.
.
.
.
.
اصلا اشك تو چشام جم شد
نه دوست دارم زنگ بزنم
نه خطم و شارژ كنم
همين مقدار بمونه....
^_^
+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 8:4 PM  توسط مهدی  | 

اکبر

ترکه داشت لره رو می زد و می گفت: می کشمت اکبر!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
يکى ردشد وگفت: نزن.گناه داره!!!

لره گفت:بزار بزنه، من که اکبر نيستم!

+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 8:3 PM  توسط مهدی  | 

سوال

به لره میگن: چرا شما لرا فقط با دختر عموهاتون ازدواج میکنین?چرا با دختر خاله هاتون ازدواج نمیکنین?         
میگه: نمیشه!         
میگن: خب چرا?         
میگه: آخه خودشون پسر عمو دارن!..
+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 8:2 PM  توسط مهدی  | 

بد

خیلی بده مخاطبای خاص آدم با هم نمیسازن وگرنه دسته جمی توی این هوای باحال یه شمال رفته بودیم
+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 8:1 PM  توسط مهدی  | 

انواع دوست

انواع دوست از دید دخترا:
 
دوس اجتماعی
 
دوس معمولی
 
جاست فرند
 
این که فابریکمه
 
این مثه دادشمه
 
این که اصن حسابش جداست
 
این که اصن تو این فازا نیست
 
میدونی این چن سال ازم کوچیکتره
 
دوست جون
 
درحد اس ام اس فرند
 
فقط تلفنی فرند
 
دلقک فرند
 
دربست فرند
 
فست فود فرند
+ نوشته شده در  جمعه 25 مهر1393ساعت 10:33 PM  توسط مهدی  | 

وایبر

مکالمه بین زن ومرد:

مرد: ماشاءالله عزیزم خونه تمیز و مرتبه ان شاءالله وايبر قطع شده؟

زن: نه والله شارژر گوشی رو گم کردم  مجبور شدم خونه رو تمیز کنم تا پیداش کنم!

+ نوشته شده در  جمعه 25 مهر1393ساعت 10:29 PM  توسط مهدی  | 

مترجم

ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻠﭙﺮﯼ ﺟﻮﻥ ﺁﺭﻣﯿﻦ ﻧﺼﺮﺗﯽ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩم

 

ﺣﺎﻻ ﺧﻮﺷﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻌﻨﯿﺶ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻡ ﺑﻔﺮﺳﺖ .

 

ﮐﺴﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺜﻨﻮﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﻗﺮﺽ ﺑﺪﻩ؟ ﻭﺟﻬﻪ ﯼ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﻄﺮﻩ …!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 9:16 PM  توسط مهدی  | 

انتونی

ساعت ۳ نصفه شب یه ایتالیایه از رم اشتباهی زنگ میزنه خونه ی یه لره با خوشحالی گفت هلووو انتونی.....

لره از اونور تلفن میگه :ان تونییییییی ان برادرته ان بووته.. ان کس کارته ان منم یا تو ؟دیوث !!!!!نصمه شب زنگ زدی ریدی تو خوابم اونوقت مه انم نه مه انم؟!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 4:49 PM  توسط مهدی  | 

عید مبارک

شكرخدا كه نام علی در اذان ماست/ما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماست/ازیاعلی، زبان و دهان خسته كی شود/ اصلا زبان برای همین در دهان ماست/ما شیعه زاده ایم وخدا را هزارشكر/این شیعه زادگی شرف خاندان ماست/ما عاشق علی شده ایم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مهر1393ساعت 9:30 PM  توسط مهدی  | 

ای بابا

در خونه رو میزدن!

دخدر داییم ۵ سالشه!

جواب داد : کیه!؟

زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!

من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!

گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مهر1393ساعت 9:20 PM  توسط مهدی  | 

درس

من همیشه از اشتباهات کسانی درس میگیرم....

 

که به توصیه های من عمل کردن.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مهر1393ساعت 9:15 PM  توسط مهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر